معرفی وبلاگ
به نام خدا زن با نظاره کردن در آیینه ی گوهر وجودی که خداوند به وی عطا نموده،در می یابدکه از جایگاه اجتماعی بسیار والایی برخوردار است. هیچ پیامبر و معصومی از غیر زن زاده نمی شود.آری "زن با یک دست گهواره و با دست دیگر تاریخ بشریت را حرکت می دهد." زن در حکومت حضرت مهدی(عج)به جایگاه رفیع و واقعی خود دست می یابد.امام باقر(ع)در تفسیر آیه 148 سوره بقره می فرماید:"سوگند به خداوند،313 تن که 50 نفر از آنان زنند،بی هیچ قرار قبلی در مکه گرد می آیند و این است معنای آیه شریف:هرکجا باشید،خداوند شما را حاضر می کند،زیرا او بر هر کاری تواناست.بحار الانوار،ج52،ص223 به امید آن روز - مدیر وبلاگ"باران"
دسته
دوستان
آرشیو
آمار وبلاگ
تعداد بازدید : 259479
تعداد نوشته ها : 701
تعداد نظرات : 64
Rss
طراح قالب
موسسه تبیان

 

 

چند خاطره ورزشي از رهبر معظم انقلاب

 

 

 

 

 

 

 به گزارش خبرگزاري اهل‏بيت(ع) ـ ابنا ـ محمود خسروي‌وفا، رئيس كميته‌ي ملي پارالمپيك، در اوايل انقلاب و نيز در مقطعي از دوران رياست جمهوري حضرت آيت‌الله خامنه‌اي، مسئول حفاظت ايشان بوده است. او به دليل مسئوليت‌هاي ورزشي در بسياري از ديدارهاي ورزشي رهبر انقلاب در دوره‌هاي مختلف حضور داشته است.

به همين دليل گپ‌وگفت khamenei.ir  محدود به ديدار اخير مدال‌آوران المپيك و پارالمپيك نشد.

علاقه‌مندي‌هاي ورزشي رهبر انقلاب و نيز ورزش صبح‌گاهي ايشان در خارج از كشور از نكات خواندني اين گفت‌وگو است:

* شما به عنوان كسي كه سال‌ها در كنار آيت‌الله خامنه‌اي حضور داشته و در مسائل ورزشي نيز ورود داريد، نگاه ايشان به ورزش را چگونه يافته‌ايد؟

آن‌چه من در اين مدت از رفتار و گفتار حضرت آقا متوجه شده‌ام، اين است كه ايشان كلاً از جوان پرجنب و جوش خوششان مي‌آيد و اين را بارها به زبان آورده‌اند. اصلاً با سستي و زياد خوابيدن جوان‌ها موافق نيستند. يك بار با يكي از محافظان خدمتشان بوديم، من به حضرت آقا گفتم اين آقايي كه همراه من است، مي‌تواند هزاروپانصد بار بدون توقف شنا برود. آقا باتعجب پرسيدند: هزاروپانصد؟! بعد به او گفتند كه الان هم مي‌تواني شنا بروي؟ او هم كتش را درآورد و بدون اين‌كه بدنش را گرم كند، سيصد بار شنا رفت. آقا گفتند بس است، قبول كردم. به‌ طور كلي حضرت آقا از مشاهده‌ي جوانان پرجنب‌وجوش و پرتحرك لذت مي‌برند.

ورزش ديگري كه حضرت آقا بسيار انجام مي‌دهند، پياده‌روي است؛ پياده‌روي تند، بين نيم‌ساعت تا سه ربع. من صبح‌هاي زود كه سر كار مي‌آمدم، مي‌ديدم ايشان در حال پياده‌روي هستند. حتي اين پياده‌روي در سفرهاي خارج از كشور ايشان هم قطع نمي‌شد.

* خود ايشان به چه ورزش‌هايي علاقه دارند؟

آقا خودشان هم به ورزش علاقه دارند و هم اهل ورزش هستند. مي‌گفتند كه واليبال بازي مي‌كردند و واليبالشان هم خيلي خوب بود. مي‌گفتند در نوجواني و حتي با همان لباس طلبگي، واليبال بازي مي‌كردند. به ورزش باستاني هم علاقه داشتند و كار مي‌كردند. ايشان در مراسم مختلف ورزش باستاني كه دعوت مي‌شدند، حضور مي‌يافتند. به كوهنوردي هم بسيار علاقه دارند. يادم مي‌آيد در اوايل انقلاب يك روز به من گفتند من نذري دارم و مي‌خواهم به امام‌زاده داوود سلام‌الله‌عليه بروم. ما هم برنامه‌ريزي كرديم و همراه چند تن از محافظ‌ها و آقاي راشد يزدي به سمت امامزاده داوود حركت كرديم. ايشان لباس پاسداري پوشيدند و صورتشان را با چفيه بستند. آقاي راشد هم با لباس عادي روحانيت آمده بود. جالب اين‌كه در راه همه فكر مي‌كردند ايشان محافظ آقاي راشد است، چون ما با لباس كوهنوردي و تجهيزات آمده بوديم. من به سبب تخصصم در كوهنوردي، سنگ‌نوردي و صخره‌نوردي، خوب مي‌دانستم كه راه‌پيمايي يك كوهنورد حرفه‌اي به چه شكل است، و مي‌ديدم كه آقا كاملاً حرفه‌اي و خيلي راحت مسير را به سمت بالا طي مي‌كردند و بدنشان بسيار روي فرم بود.

خاطره‌اي از اين كوهنوردي به ياد دارم كه من و يكي ديگر از محافظان در راه بحث مي‌كرديم؛ يكي در رد و ديگري در تأييد مرحوم شريعتي. آقا متوجه شدند. سرعتشان را كم كردند و به ما رسيدند. گفتند از اين صحبت‌ها نكنيد، از فضا استفاده بكنيد. گفتند كه شما مثل دو نابينايي مي‌مانيد كه مي‌خواهيد آن ديگري را راهنمايي كند. نمي‌توانيد. مرحوم شريعتي يك نقاط قوتي داشته و يك نقاط ضعفي. اين كار شما نيست. وقتي هم كه رسيديم، يكي از اتاق‌هاي آن‌جا را اجاره كرديم و آقا نذرشان را آن‌جا ادا كردند.

ورزش ديگري كه حضرت آقا بسيار انجام مي‌دهند، پياده‌روي است؛ پياده‌روي تند، بين نيم‌ساعت تا سه ربع. من صبح‌هاي زود كه سر كار مي‌آمدم، مي‌ديدم ايشان در حال پياده‌روي هستند. حتي اين پياده‌روي در سفرهاي خارج از كشور ايشان هم قطع نمي‌شد. با ايشان به كشور روماني رفته بوديم، من لباس ورزشي خوب و متفاوتي به لحاظ رنگ و قيافه داشتم. در روماني يك روز آقا به من گفتند كه چه لباس قشنگي داري. بده من بپوشمش. لباس را براي پياده‌روي پوشيدند و به محوطه رفتند، خبرنگاران به خيال اين‌كه من آمده‌ام دست تكان دادند و جلو آمدند، اما وقتي ديدند آقا اين لباس را پوشيده، خيلي تعجب كردند. به‌طور كلي پياده‌روي ايشان ترك نمي‌شد.

اگر در زمان رياست‌جمهوري به مراسم ورزشي هم دعوت مي‌شدند، معمولاً شركت مي‌كردند؛ مثلاً مراسم ورزشي آموزش و پرورش يا سازمان تربيت بدني. بيشتر مراسم‌ سالن 12هزار نفري آزادي را مي‌رفتند. بانشاط هم مي‌رفتند. يك بار ايشان را براي برگزاري مسابقاتي در سالن شهيد افراسيابي دعوت كرده بوديم، اصلاً باورمان نمي‌شد، اما آمدند. در زمان رياست‌جمهوري بارها بچه‌هاي تيم جانبازان به ملاقات ايشان مي‌آمدند.

* اين ديدارها در زمان رهبري هم ادامه يافت؟

بله، در زمان رهبري هم هر تيمي كه از مسابقات برمي‌گشت، ايشان اظهار محبت داشتند. در سال 1372 كه از انگليس برگشتيم، آقاي گلپايگاني را به استقبال ما فرستادند. بعد هم آن سخنان معروف «فتح‌الفتوح» را بيان كردند. در آن پيام اشاره كردند علي‌رغم اين‌كه مي‌گويند بچه‌هاي مسلمان نمي‌توانند كار كنند، بچه‌ها فتح‌الفتوح مي‌كنند. فرداي استقبال هم ديداري با ايشان داشتيم كه گفتند: من مي‌خواستم خودم بيايم فرودگاه، اما بچه‌هاي حفاظت صلاح ندانستند. لذا آقاي گلپايگاني را به نمايندگي فرستادم.

به نظرم اكثر قريب به اتفاق سخنان آقا درباره‌ي ورزش در ديدار با ورزشكاران جانباز بوده است. يك بار هم باستاني‌كارهاي جانباز در حسينيه‌ي امام خميني خدمت آقا رسيدند و همان‌جا به اجراي برنامه پرداختند. در آن ديدار آقا راجع به ورزش باستاني صحبت كردند. بعد هم گفتند كه هيچ موقع جلوي من سنگ نزنيد، ناراحت مي‌شوم. دليلش اين است كه وقتي قطع‌نخاعي‌ها ورزش سنگ زورخانه مي‌كنند، به علت سنگيني سنگ‌ها، پاهايشان شروع به لرزيدن مي‌كند.

* اين عكسي كه در اتاق شما نصب است، متعلق به چه سالي و مربوط به چه مراسمي است؟

سال 1376 يك جشنواره‌ي بزرگداشت دفاع مقدس برگزار كرديم كه پنج هزار جانباز شركت كردند. يك نامه هم نوشتيم و از رهبري دعوت كرديم كه در اين مراسم حضور داشته باشند. آقا پذيرفتند و آمدند. اين عكس هم مربوط به بازكردن رمز مسابقات است. مراسم بسيار زيبايي بود. دوستان مي‌گفتند كه ما هم گريه كرديم و هم خنديديم. هم زهره‌ترك شديم، هم صدقه داديم تا مراسم خوب برگزار شود. واقعاً هم خوب برگزار شد. جانبازان قطع پا، «راپِل» كار مي‌كردند، حمل مجروح مي‌كردند. طناب را مي‌بريدند و مي‌رفتند آن طناب را مي‌گرفتند. آقا هم خيلي تعريف كردند.

هر بار هم كه تيم جانبازان از مسابقات المپيك برمي‌گشت، خدمتشان مي‌رفتيم. در سيدني هم يك پيام به آقا داديم كه ايشان در پاسخ، اولين بار براي ورزش پيام دادند. وقتي هم به فرودگاه رسيديم، آقاي گلپايگاني به فرودگاه آمده بودند و آقاي فروزنده پيام آقا را در فرودگاه خواندند كه پخش زنده شد.

يكي ديگر از ديدارهاي مهم كه به نظر من از كامل‌ترين صحبت‌هاي آقا درباره‌ي ورزش بود، در سال 1375 برگزار شد. در آن ديدار، مديران ورزشي هم بودند. آقا بسيار جزئي و دقيق وارد بحث ورزش شدند. يكي از نكات مهمي كه در آن ديدار گفتند، اين بود كه زنان نبايد در مسابقات ورزشي تبرج داشته باشند؛ يعني نبايد خودنمايي كنند. در اين ديدار دوباره از ورزش جانبازان نيز تعريف كردند.

ديدار ديگري كه خاطره‌ي آن در ذهنم مانده، پس از المپيك آتن بود كه همراه ورزشكاران به ديدار ايشان آمديم. در آن ديدار آقا از مسابقه‌ندادن آرش ميراسماعيلي برابر حريف اسرائيلي تمجيد كردند و گفتند كار بسيار بزرگي بود. يك بار هم بعد از مسابقات جهاني كشتي در سال 1995، كه اميررضا خادم در برابر حريف اسرائيلي مسابقه نداد، آن وقت هم آقا از امير تشكر كردند و گفتند كار امير كمتر از رسول نبود. رسول در آن مسابقات مدال طلا گرفته بود. حتي وقتي مي‌خواستند مكاني را به اسم رسول خادم كنند، آقا پيغام داده بودند كه اسم مكان را بگذاريد «برادران خادم»، چون كاري كه امير كرده، كمتر از رسول نيست.

* ايشان از چه طريقي اطلاعات خود را از وضعيت ورزش كسب مي‌كنند؟

به‌طور كلي آقا به دليل اين‌كه با همه جور آدم صحبت مي‌كنند، ريزِ اطلاعات را در آن حوزه كسب مي‌كنند. در كسب اطلاع هم خصوصيات خاص خودشان را دارند. مثلاً به شما مي‌گويند كه در آن اتاق چه چيزي موجود است؟ اگر مثلاً بگويي «فكر كنم كه ...» ايشان از اين طرز جواب ناراحت مي‌شوند. مي‌گويند بگو نمي‌دانم، همين بگويي نمي‌دانم، مشكل حل است. همين كه گفتي فكر مي‌كنم، كار را خراب كرده‌اي. خب تو قرار است فكر كني، من هم يك فكر ديگري مي‌كنم. اگر هم مي‌خواهي اطلاعات بدهي، اطلاعات درست و دقيق بده. اين خصوصيات باعث مي‌شود كه اطلاعات دقيق به ايشان برسد.

* درباره‌ي ديدار اخير ورزشكاران با رهبر انقلاب كه شما نيز حضور داشتيد، توضيح دهيد.

در حاشيه‌ي اين ديدار، يك نكته‌ي جالب به ذهنم رسيد. من حدود يك ماه و نيم قبل از آن، در مراسمي بودم كه كنارم آقاي احسان حدادي و آقاي حميد سوريان نشسته بودند. حدادي به من گفت كه مي‌تواني يك وقتي از آقا بگيري، ما آقا را از نزديك ببينيم؟ مي‌گفت من نه مشكل پول دارم، نه مي‌خواهم نامه بدهم، فقط مي‌خواهم از نزديك آقا را ببينم. سوريان هم در ادامه گفت ايشان رهبرمان است. به هر حال من كه خواستم اين موضوع را با دفتر درميان بگذارم، اطلاع دادند كه ديداري براي ورزشكاران و قهرمانان ترتيب داده شده است.

درباره‌ي سخنان رهبر انقلاب در اين ديدار هم بايد بگويم كه توقع و مطالبه‌ي آقا از ورزش همين سخنان بود. فضاي رسانه‌اي كه ايشان نقد كردند واقعاً جدي است و رسانه‌ها بايد توجه كنند. يك ورزشكار يا مدير را به اوج مي‌رسانند و ديگري را زمين مي‌زنند. به نظر من آقا به تمام مواردي كه به نوعي به ورزش آسيب مي‌رساند، اشاره كرده‌اند. ضمناً نكاتي را هم اشاره كردند كه به نظر من نوعي مهندسي معكوس بود. ايشان ضمن تقدير و تشكر، وظيفه‌ي مديران ورزشي و جامعه‌ي ورزشي را معلوم، و مطالبات خود از ورزش كشور را دقيقاً بيان كردند و اين، وظايف دست‌اندركاران ورزش كشور را سنگين‌تر مي‌كند.

................


چهارشنبه بیست و نهم 3 1392 14:52
X